شارانشاران، تا این لحظه: 8 سال و 4 ماه و 28 روز سن داره

کودکم عشقم شارانم

عکس و ..

خلاقیت شاران که بسته پازل و تبدیل به ماسک صورت کرده بابا ...باهوشم هیجان اکروبات در بغل باباسعید مهربان حرکات موزون همراه مامان       آرامش بیکران در کنار عروسکها پرنسس شاران در عروسی دوست پدر ...
1 مرداد 1393

به کودکانمان ....

William Shakespeare Said : ویلیام شکسپیر گفت : I always feel happy, you know why? من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ Because I don't expect anything from anyone برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم Expectations always hurt ... انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ... Life is short ... زندگی کوتاه است ... So love your life ... پس به زندگی ات عشق بورز ... Be happy خوشحال باش And keep smiling ...
26 خرداد 1393

تولدمامان شادی93

22 خرداد که مصادف شده بود با شب نیمه شعبان تولدم بود و طبق معمول شما علاقه شدیدی به کیک انگشتی و همچنین فوت کردن شمع داشتی البته خاله مریم سورپرایزم کرده بود و کلی خوشحالم کرد     ماه دخترم امیدوارم سال های زیاد و سرشار از سلامتی شادی و بهروزی را داشته باشیم ...
26 خرداد 1393

پرنیان متشکرم

حدود یکماه و چندروزی هست که شاران یه دخترعموی ناناسی داره و از اونجایی که  پذیرش یه نفر جدید شاید برای بچه ها و همینطور شاران خیلی ملموس نباشه عمه مرجان و عمو عباس اینا یه کار قشنگ کردند و از طرف پرنیان به شاران هدیه دادند و شاران خیلی خوشحال شد و با عروسکش که اسمشو پرگل گذاشته بازی میکنه اینم از عکس هدایا ...
18 خرداد 1393

دخترم حرف مشقم

    دخترم بدان که زندگی زیباست و با نداشته هایت داشته هایت را زیباتر می بینی و برای بدست آوردن آن امید به زندگیت بیشتر می شود دخترم مشق من حرف عشق توست بدان که عاشقانه میپرستمت پس سعی کن که بهترینم باشی دخترم فعل من میتوانم و میخواهم را همیشه در ذهن خود مرور کن و بدان که مادرت هم برای تو ارزنده ترین چیزها را میخواهد و برای آن تلاش می کند نگذار چیزهای پوشالی ذهنت را درگیر کند و چون کوه استوار باش خدای مهربانم بغلم کن چون بغل کردنت را همیشه میخواهم و میخواهم همیشه در کنارمان باشی نه نزدیکتر همان میخواهم در بغلت باشم ...
13 خرداد 1393

تئاتر

برای اولین بار شاران و به تئاتر بردم و کلی داستان داشتیم با این شاران خانم بله تئاتر خرگوشک و آبنیات هویجی بود شاران هم خیلی خوب گوش کرد فقط عمو آبنیاتی که گرگ بود در آخر تئاتر به بچه آبنبات داد ولی شاران داستان را واقعی فرض کرد و شروع کرد به گریه که این گرگه وکلی داستان داشتیم دیگه نشد ازش عکس بندازم چون ترسیده بود و گریه میکرد واینم از اولین تئاتر شاران البته شاران از همه بچه ها کوچکتر بود ولی قدرت درکش واقعا بالاتر از سنش بود       ...
1 خرداد 1393

بابای من

با با  جونم  دوست دارم  یه عالمه  روزت مبارک     بابا جونم دستهای کوچیکمو دور گردنت میندازم  و  همش بوست میکنم  و هی میگم دوست دارم   در این روز من و شاران با همدیگه کیک درست کردیم  و  کلی شاد و خوشحال بودیم همسر مهربونم روزت مبارک امیدوارم همیشه سلامت باشی و کنار هم زندگی شاد و سلامت  و مستدام داشته باشیم   ...
23 ارديبهشت 1393

دخترعمو کوچولوی من

شاران که در خانواده پدری تا سیزدهم اردیبهشت تنها نوه بود در این روز شاران صاحب یه دختر عموی جیگیلی شد که امیدوارم سلامت باشه و بتونند دخترعموهای خوبی برای هم باشند چندتا از عکسای پرنیان عزیزم همراه با شاران تو ادامه مطلب میذارم                 پرنیان نانازم امیدوارم در زیر سایه حق تعالی سلامت باشی و قدمت مبارک باشه ...
20 ارديبهشت 1393