شارانشاران، تا این لحظه: 8 سال و 4 ماه و 28 روز سن داره

کودکم عشقم شارانم

تولد مامان شادی 94

شاران جونم امسال چهارتا تولد مامان شما هم هستی چه خوشحالم وقتی شما از تولد مامان خوشحالی چه شادم وقتی شمع تولد منو شما فوت میکنی زندگی با تو مفهوم دیگری دارد بودن با تو را دوست دارم دوست دارم صد سال با تو با شم و آرزوهای خوب و اتفاقات خوب با تو باشد   ...
17 تير 1394

تولد مامان شادی 94

شاران جونم امسال چهارتا تولد مامان شما هم هستی چه خوشحالم وقتی شما از تولد مامان خوشحالی چه شادم وقتی شمع تولد منو شما فوت میکنی زندگی با تو مفهوم دیگری دارد بودن با تو را دوست دارم دوست دارم صد سال با تو با شم و آرزوهای خوب و اتفاقات خوب با تو باشد   ...
17 تير 1394

نمایشگاه کتاب 94

بخاطر اینکه بلاگفا مشکل داشت مطالب را با تاخیر گذاشتم ببخشید فراموشم هم شده امسال برای اولین بار با باباسعید سه تایی رفتیم و خیلی خوب بود بقیه عکسها در ادامه .... دختر خوشگلم از خداوند بخشنده میخواهم که بهترینها را برایت ببخشاید تا بهترینها را بخوانی ببینی بدانی و لمس کنی آمین ...
17 تير 1394

خندیدم

دختر ناز من کلی از دستت خندیدم راستش منم که بچه بودم با این دعای پیر شی مشکل داشتم و درکش نمیکردم شما هم الان همش میگی دوست ندارم پیرشم مریض شم منم باید کلی برات توضیح بدم که این خوبه اقتضای زمان ایجاد میکنه بهت میگم ایشالله 120سال بشی ولی سرحال و سالم باشی شیربخور میوه بخورو .... در مورد دایناسورا و پیرشدنشون پرسید بعد به من میگه شما که کوچولو بودی قدیم قدیما دایناسور بود هاهاها کلی خندیدم آخه من یعنی اینقدر نسل دایناسورا منقرض شده و من هنوز روپام ...
26 ارديبهشت 1394

جای باباسعید واقعا خالیه

بابا سعید ماموریت کاری به تایوان داشت و حدود 10 روز هست که پیشمون نیست برای اولین بار هست که این مدت طولانی بابا سعید نیست و بسیار بهانشو میگیری گرچه خونه مامان بزرگ بسیار خوش میگذره بهت و خوشبحالت هست هرروز یا با مامان بزرگ یاخاله مریم میری شهربازی و پارک ولی جای بابا سعید واقعا خالیه    
30 فروردين 1394

کاردستی مامانی و شارانی

دخترم به کتاب خواندن ، نقاشی ، بازیهای فکری شدیدا علاقه داری و من هم لذت میکنم و سعی میکنم همراهیت کنم امیدوارم مامان لایقی باشم و خلاقیتهای نهفته ات را شکوفا کنم دلبرکم اینم از کاردستی که با ماسه های رنگی درست کردیم     ...
28 فروردين 1394

شمال و عروسی

تو ایام نوروز رفتیم قائم شهر خیلی خوب بود عروسی همکار بابا سعید بود دریا هم رفتیم هواعالیییییییی شاران هم که عشق آب حسابی آب بازی همش میترسیدم سرما بخوره خداروشکر سرما نخورد ولی چهار پنج روز بعد آنفولانزا گرفتی که البته احتمال میدم ویروس من زحمت کشیدند خفیف شدشو وارد بدن دلبرکوچولوی من کردند دخترم همیشه به سفرهای شاد شاد شاد همراه با سلامتی دخترم درست است که تنت را به آب زدی ولیی جدای از آن سفر آبدیده ات میکند همسفر خوبی باش و همسفران خوبی را مسافرت انتخاب کن انرژی مثبت بده تا انرژی مثبت دریافت کنی تاخوش بگذرونی ...
25 فروردين 1394

سال 1394

دخترم ، خوشگلم مهربانویم ناز بانویم اسطوره ی زندگی یکسال دیگر گذشت و به چهارمین سال زندگی خود وارد شدی دلبر من امیدوارم سال خوب و سالیانی نیکو پیش رو داشته باشی و پروردگار بزرگ همیشه پشت و پناهت باشد     ...
24 فروردين 1394